الشيخ البهائي العاملي

401

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

كسى از جنگ [ مسلمانان ] « 1 » بگريزد خلاص مىشود . سوم آنكه : امام در راه رفتن لشكر را به‌تعجيل نبرد ، بلكه به مدارا برد . چهارم آنكه : با صاحب تدبير آن لشكر مشورت نمايد . پنجم آنكه : اختيار منزل جائى نمايد كه آب و علف در آن بسيار باشد . ششم آنكه : اگر چاروائى از لشكرى مانده شود و چارواى ديگر نداشته باشد كه بار خود را بردارد ، امام بار او را برچارواى خود بردارد . و جايز است قتال كردن به هرنوع كه فتح درآن ممكن باشد ، چون خراب كردن منازل و قلاع كافران ، و سنگ انداختن به منجنيق برايشان ، و منع كردن از تردّد قافله به‌سوى ايشان ، و كشتنِ ايشان اگرچه در ميان ايشان زنان و اطفال و پيران و اسيران مسلمانان كشته شوند ، و به آتش سوزانيدن ايشان ، و بريدن درختان ايشان . ومنع‌كردن‌آب ازايشان به‌احتياج جايز است . و در روايتى از حضرت امير المؤمنين عليه السلام وارد شده كه منع كردن آب حلال نيست « 2 » و بعضى از مجتهدين روايت مذكور را حمل برآن كرده‌اند كه زهر در آب ايشان ريختن بىاحتياج حلال نيست « 3 » . و امّا آن هشت امرى كه مكروه است : اوّل : به دست خود پدر كافرِ خود را كشتن . دوم : شبيخون براعدا بردن به غير حاجت . سوم : پيش از زوال قتال كردن به غير حاجت . چهارم : چارواهاى خود را پى كردن بىمصلحتى ، اگرچه از رفتن بازمانده باشند و با مصلحت كشتن بهتر است . امّا پى كردن چارواهاى كافران جايز است چه آن سبب ضعف ايشان مىشود . پنجم : مبارزت نمودن در صفِ بىاذن امام . و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند « 4 » .

--> ( 1 ) در برخى از نسخه‌ها نيست . ( 2 ) نصر بن مزاحم ، وقعة صفّين : 193 . ( 3 ) ج - شهيد اوّل ، دروس 2 : 32 . ( 4 ) حلبى ، كافى : 256 . شيخ طوسى ، نهايه 2 : 8 . علّامهء حلّى ، منتهى 2 : 912 و 913 .